ستارخان توسط چه کسی تیر خورد ؟
ستارخان توسط چه کسی تیر خورد ؟
![]()
ماجراي پارك اتابك از زبان شاهد مشهور ماجرا مرحوم اسماعیل اميرخيزي
جنگ قدرت و دستهبندي ميان سرداران مشروطه و قرباني شدن ستارخان بر اثر ورود به زمینه اختلافات
ستارخان ضارب خود را می شناخت ...
-
اسماعيل اميرخيزي (از ياران ستارخان)
آيا در بين سپهدار اعظم و سردار اسعد هم اختلاف نظري بود يا نه؟
هر چند در صورت ظاهر اختلافي در بين اين دو قائد ملي مشهود نميشد، ولي در باطن گويا اتحاد معنوي در بين ايشان موجود نبود. علت اين اختلاف چه بوده است درست معلوم نيست و كسي به علت اساسي آن صحيحاً پي نبرده بود و هر كس به مقتضاي فهم و دانش خود چيزي ميگفت، اعم از آن كه صحيح باشد يا نه. و اغلب اين حدسها با ميزان عقل درست درنميآمد. برخي از ارباب بصيرت كه از نزديك به قضايا واقف بودند، چنين ميگفتند كه چون توجه انظار روز به روز به سوي سردار اسعد زيادتر ميشد و حل و عقد امور غالباً با دست او بود و مخصوصاً فتوحات فوقالعادة اردوي تهران در آذربايجان كه با دست سردار بهادر و يفرم انجام يافت، بيش از پيش به اهميت سردار اسعد بيفزود و با آن كه سپهدار مقام رئيسالوزرايي را با وزارت جنگ توام داشت، اما قدرت در دست سردار اسعد بود. آيا اين نظريه كاملاً صحيح است يا نه، نميشود حكم قطعي داد، ولي در هر صورت سپهدار آزرده خاطر به نظر ميرسيد.
حتي روزي سپهدار براي ديدن سردار به پارك آمده بود و بنده نيز حضور داشتم و يك روز قبل من در روزنامة «ايران نو» راجع به تسليم عشاير تلگرافي از سردار بهادر و يفرم خوانده بودم كه به سپهدار مخابره كرده بودند. در ضمن مذاكرات صحبت از وضع آذربايجان پيش آمد، بنده نيز در مذاكرات دخالت كرده گفتم؛ «فتوحات جديد را به حضرت اشرف تبريك عرض ميكنم.» سپهدار با تعجب به روي هم نگريسته گفت؛ «كدام فتوحت جديده؟» عرض كردم؛ «ديروز در روزنامة ايران نو از سردار بهادر و يفرم تلگرافي راجع به دستگيري سران عشاير به حضور مبارك عرض شده بود كه البته به نظر شريف رسيده است». با كمال خونسردي گفت؛ «حضرت اشرف كه از همچو تلگرافي استحضار ندارد». حالا چرا سپهدار از اين تلگراف خبر نداشته است در صورتي كه محققاً اين تلگراف به كابينة رياست وزرا رسيده بود، ولي گويا سپهدار به واسطة دلسردي كه از كارها داشته حوصلة خواندن تلگرافات را هم نداشته است.![]()

