(فرقهی دمکرات آذربایجان به روایت معاون پیشهوری)
(فرقهی دمکرات آذربایجان به روایت معاون پیشهوری)
![]()
«ما و بیگانگان»
اعضای کمیته مرکزی فرقه دمکرات به ایوان مشرف به خیابان پهلوی رفتیم ... آقای پیشهوری با سخنی کوتاه آقای محمد بیریا را رهبر فرقه خواند... آقای پیشه وری و من از در شمالی ساختمان فرقه بیرون و با قرار قبلی به سرکنسولگری شوروی نزد آقای سرهنگ قلیاف رفتیم... آقای پیشهوری که از روش ناجوانمردانه روسها سخت برآشفته شده بود، از آغاز به سرهنگ قلیاف پرخاش کرد و گفت: شما ما را آوردید میان میدان و اکنون که سودتان اقتضا نمیکند، ناجوانمردانه رها کردید...
آقای سرهنگ قلیاف که از جسارت آقای پیشهوری سخت برآشفته بود... یک جمله بیش نگفت: سَنی گتیرن سنه دئییر گئت! (کسی که تو را آورده به تو می گوید برو!) ... و از جا برخاست و دم در ایستاد. این بدان معنا بود که دیگر آمادگی گفتگوبا ما را ندارد. باید برویم. (صفحة 257)...![]()
