دست‌اندازی اقوام بیگانه در سرزمین تورانیان درحدود سال 126 یا 140 پیش از مسیح روی داد. افتادن بلخ و سند به دست بیگانگان و متواری شدن ایرانی‌نژادان آن سامان و یا در تحت فرمان خارجه درآمدن آنان، متدرجا امتیاز و تشخیص را از میان برد. ایرانیان که از زمان قدیم، همسایگان شرقی خود را تورانی و دشمن می‌نامیدند، بعدها اقوام بیابان نورد و چادرنشین وحشی را که به سرزمین قدیم توران آمده و به غارت و یغما پرداختند، تورانی نام دادند. اعم از این که آنان حقیقات تورانی باشند یا از نژاد دیگر. سواحل جیحون و سیحون که از یک قرن پیش از مسیح تا استیلای مغول محل تاخت و تاز طوایف مختلف بوده، همیشه به نظر ایرانیان داستان عهد کهن و ستیزه‌ی تورانیان اصلی و دشمنان دیرین را مجسم می‌کرد. نوبه به نوبه، هر قبیله‌ی مهاجر که به آن سرزمین می‌رسید و بنای کشتار و غارت می‌گذاشت، نزد ایرانیان از تورانیان به شمار می‌رفتند، خواه آن قبیله آریایی بود، خواه مغول و هیتال و ترک و تتار.

در واقع می‌توان گفت که بعدها ایرانیان کلمه‌ی "تور" را مانند کلمه‌ی Barbaros یونانیان به کار برده‌اند. از این رو، در نوشت‌های متاخر مانند شاهنامه و کلیه‌ی کتب تواریخ و کتب پهلوی قرون وسطی که آبشخور همه‌ی آن‌ها روایات عهد ساسانی است و همه متکی به سنت آن عهد است، تورانیان و ترک‌ها و چینی‌ها بدون امتیاز در ردیف هم شمرده شده‌اند. در این کتب هر جایی که سخن از ستیزه‌ی ایران و توران است، بسا یک شخص گاهی تورانی و گاهی ترک و چینی و پیغو خوانده شده است. در صورتی که در کتب دینی و داستان ملی ما، هر جایی که از تورانیان یاد شده، سخن از عهدی است که هنوز ترک‌ها و کلیه‌ی مغول‌ها به سرزمین توران نرسیده بودند.

http://howiyat.blogsky.com/1390/08/14/post-61/